على محمدى خراسانى

346

شرح رسائل (فارسى)

خويش را در باب اجماع ابراز مىكنند و آن اينكه : گرچه ما تا به حال مرتّب اصرار ورزيديم بر اينكه اجماع منقول حجت نيست ولى بايد بدانيم كه به اين آسانى هم نمىتوان از خيرات و بركات اجماع چشم‌پوشى كرد و لذا حق آنست كه بگوئيم : اجماع استقلالا حجت نيست بر خلاف خبر واحد و . . . امّا با ضميمه امارات ديگر حجيت پيدا مىكند پس اجماع ارزش فى الجملة دارد نه بالجمله ، توضيح مطلب : اجماع داراى درجات و مراتبى است كه به ترتيب العالى فالعالى ذكر مىكنيم : 1 - عالىترين مرحله عبارتست از اتفاق الكل فى جميع الاعصار و الامصار . 2 - درجهء دوّم اجماع عبارتست از اتفاق الكل فى عصر من الاعصار . 3 - درجهء سوّم آن عبارتست از اتفاق المعروفين فى جميع الاعصار . 4 - درجهء چهارم آن عبارتست از اتفاق المعروفين في عصر واحد . 5 - درجهء پنجم آن عبارتست از اتفاق جماعة قليلة لحسن الظن بهم . 6 - درجهء ششم و نازل‌ترين مرحلهء آن عبارتست از اجماع اجتهادى و حدسى كه مدّعى آن حتى يك قدم هم در راه تتبع اقوال برنداشته بلكه از اول تا آخر حدس و اجتهاد بوده . حال كسى كه در كتاب خويش صريحا مىگويد : اجمع الاصحاب على كذا بگوئيم : منظورش اجماع از قبيل مرحلهء ششم يا پنجم است خيلى بعيد مىنمايد چون چنين چيزى از ظاهر اجماع بدور است چون ظاهر اجماع اتفاق الكل است آن هم وجدانا يعنى خود مجتهد از نزديك اقوال علما را ديده و تتبع كرده نه اينكه حدس يا حدس يا حسن ظن باشد پس اين دو مرحله خيلى بعيد است از طرف ديگر در مباحث گذشته ثابت شد كه تحصيل اتفاق الكل در